تبليغاتX
من و تو

مینویسم از تو.... از تو ای شاد ترین .... تازه ترین نغمه عشق

 

 

تو که سر سبز ترین منظره ای .... تو که سرشار ترین عاطفه را

 

 

نزد تو پیدا کردم .... وتو سنگ صبورم بودی

 

 

در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بود

 

 

به تو می اندیشم ....و به تو میبالم ....و از تو میگیرم....هرچه انگیزه درونم دارم

 

 

من شباهنگام آن دم که تو را نزد خودم می بینم

 

 

بهترین آرامش....برترین خواهش و احساس نیاز....در دلم می جوشد

 

 

روزها می گذرد.... عشق ما رو به خدایی شدن است

 

 

رو به برتر شدن از هر حسی .... که در این عالم خاکی پیداست

 

 

دوستت میدارم .... از همین نقطه خاکی تا عرش

 

 

دوستت میدارم.....از زمین تا به خدا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تو را دوست می دارم ، نمی دانم چرا ،

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من ،

حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد .

ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام ،

مرز عشق کجاست؟

ای فرشته نازل شده بر چشمانم ،

ای شقایق زندگی ام ،

ای تنها ستاره آسمان قلبم ،

ای زیباترین زیبایی های محبت ،

ای بهانه خواب چشمهایم ،

ای تنها نیاز زنده بودنم ،

ای نیمه پنهان من ،

و تو ای معشوقه من ،

تو را با تمام وجود ،

                       دوست دارم

                                      و

                                        می پرستمت .

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 11:5 توسط زخما |

 

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه هروقت دلم گرفت سرومو رو

شونه هات بزارم و يه دله سير گريه كنم آخه شونه هاي تو مطمن ترين

تكيه گاه واسه این دل عاشقه ...دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم

كه هر وقت دوست داشتم بپرم بغلت و ببوسمت ...دلم ميخواست

اونقدر بهت نزديك بودم كه هر وقت احساس ترس كردم بيام و تو منو

تو آغوشت بگيري آخه آغوش تو آرامش بخش ترينه واسه منه بي

قرار ... دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه اگه به مشكلي

برخوردم تو كمكم كني آخه من به جز تو كسي رو ندارم كه دلش برام

شور بزنه ... اگه نزدیک بودی اون وقت تو بغلم فشارت ميدادم اونقدر كه

با تك تك سلولهاي بدنم قاطی بشی...

 

 

خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم

تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم

خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری

از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری

هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا

در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا

هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان

ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان

همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند

به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند


 


 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:27 توسط زخما |

 

sylvia-plath.jpg

دنيا را بد ساخته اند.

. كسي را كه دوست داري،تورادوست ندارد.

كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نداري

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است

 

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد ، بهت چي گفت ؟ گفت : جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت ، نكنه غصه بخوري . من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو كوله بارت عشق مي زارم كه بگذري . قلب مي زارم كه جا بدي . اشك مي دم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم سخت است زندگي كردن در دنيايي كه مي آموزد به تو كه دست دادن معني رفاقت نيست . بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها شدن نيست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:52 توسط زخما |

 

wWw.joftak.coo.ir

خدایا کفر نمی گویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی

که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است!

 

 دوســــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:25 توسط زخما |

خدايا به هر آنکه دوست مي داري بياموز که عشق از زندگي کردن برتر است
و به هر آنکه دوست تر مي داري بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر است

Home
Email
Night Skin

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه